احساسات مردمی درحمایت ازطبیعت ومنابع طبیعی ایران درقالب مقالات . همایشها ووبلاگها درسال ۱۳۸۴ به اوج خود رسید ونشان ازحساس شدن مردم نسبت به محیط پیرامون خود ودرک ارزش آن می باشند
حساسیت مردم نشان داد که مردم به مقوله محیط زیست به شکل یک کالای لوکس وتجملی نگاه نمی کنند ومتوجه شده اند که بدون محیط زیست زندگی آنها نیزممکن نیست.
اما چرابازمرتب اخبارنگران کننده وتاسف باردراین سال همچون سال های دیگربگوش رسید؟ وچرااکثراخباری که درموردمحیط زیست اعلام شد ناگواربود؟ سوالی بس اساسی است که جواب آن احتیاج به یک بررسی وتحقیق علمی ومفصل دارد.
اما چیزی مسلم است باردیگرمسئولان ما ازمردم دراین موردنیزعقب ماندندونتوانستند پاسخگوی سیل احساسات واقدامات مردمی باشند.
اوضاع زیست محیطی ایران نشان داد که مقوله سیاست متاسفانه ازهیچ امری جدا نمی باشد؟ ساختارادارات وسازمان محیط زیست ایران همچون دوایردولتی دیگری درچنبره رابطه سالاری . جناجی وگروهی اسیراست ؟
اندکی کندوکاووتحفص درسابقه علمی ومدیریتی افراد جدید درسازمان محیط زیست نشان می دهد که غالب افراد نه به خاطرتخصص وشایسته سالاری انتخاب شده اند بلکه فقط به خاطروابستگی جناحی ورابطه به پستهایی منصوب شده اند.
نیروهای جناح قبلی بعداز سالها تجربه وخطا توانسته بودند وضعیت نسبتا مساعدی راایجاد کنند؟
آیادردنیای امروزمی توانیم خسارت آزمون وخطاهای جدید ی دیگری رابدهیم واین پروسه مکررا تکرارشودکه درنهایت به افسردگی ویاس مردم منتهی خواهدشد؟!!
گسستگی بین برنامه های درازمدت کشوربه خاطراین امراست؟ تازمانی که توسعه سیاسی به سرانجامی نرسد ماشاهد این بلبشو خواهیم بود/
والسلام
مختصرومفیدوباناگفته های بسیار
