تبليغاتX
script language='JavaScript' type='text/javascript' src='http://aahay-divoone.persiangig.com/other/sivand.js'> تشکل غیردولتی دوستداران طبیعت سبزبجنورد

چندروزقبل برای ارائه طرح واجرای آن به اداره کل محیط زیست رفته بودم .درراهروها ی اداره رفت وآمد زیادی به چشم می خورد که توجه من راجلب کرد.

وقتی به چهره ها دقت کردم دیدم چهره های جدیدی هستندکه تابه حال دراداره آنهاراندیده بودم.چهره های که درشهربه پولداری وخوشگذرانی وشکارمعروف بودند.

وقتی ازیکی دوستان محیط بان پرسیدم اینها برای چه آمده اند ؟؟ گفت برای گرفتن پروانه شکار؟!! چون فصل شکاررسیده است ویادرازای پرداخت مبلغی ناچیزدرپارکها به شکارمی پردازند.

انگارداغ دل محیط بان باسوال من تازه شده بود . گفتم : چراناراحتی ؟؟گفت : اینها درقبال مجوزشکاربایدتعدادشکارهایشان محدود وطبق مجوزباشد ولی کی وچه کسی ناظربرشکاراینها است؟

گفتم : مگرشماهانیستید؟ گفت:ما !! ماچهارتامحیط بان دردوپارک ملی وسیع ومناطق حفاظت شده هرکدام هزاران کیلومترمربع می شود چگونه می توانیم برآنها نظارت داشته باشیم آنهم باوسایل ارتباطی محدو د وفرسوده!!

این شکارچیان به اسم شکارقانونی به پارکها می روند ودمارازروزگارحیوانات درمی آورند ودرمدت کوتاهی تاآن جا که جادارندهرچه دم دستشان برسد ازپرنده ـ خزنده و... راشکارمی کنند.

دراین لحظه نکته ای به نظرم آمد وبه این محیط عزیرگفتم : پس اگراینطورباشد شما واداره تان درواقع چوپان این شکارچیان سرمایه دارهستید واین حیوانات رافقط برای پروارکردن برای شکارنگه می دارید!!

بنده خدا چیزی نگفت وسرش راپایین انداخت.

سال قبل درمقاله خانم مژگان جمشیدی این خبرنگارفعال ودلسوز به اسم((۵ میلیون گلوله درسال برای حیات وحش ایران)) عمق  فاجعه رابه خوبی برای همه ترسیم کردنداما انگارگوش شنوایی نیست وامسال باید چند میلیون گلوله دیگرشلیک شود؟ تاصدای آن به گوش مسئولین محیط زیست برسد؟

ما باشکاروجذب توریسم مخالف نیستیم اما باید این اقداما ت بانظارت دقیق وکارشناسی شده باشدکه بعید می دانم اینطورباشد.

آیا واقعا سازمان محیط زیست ایران چوپان شکارچیان شده است؟!!

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385 و ساعت 22:23 |

پارك ملي لار در دامنه جنوبي مرتفع‌ترين نقطه ايران در رشته كوههاي البرز، با مساحت 31 هزار هكتار در 70 كيلومتري شمال شرقي شهر تهران قرار دارد.

اين پارك ملي در سال 1354 با وسعت 73 هزار و 500 هكتار با عنوان «پارك ملي» تحت حفاظت قرار گرفت و از سال 1361 تا سال 1381 طبق مصوبه شورايعالي حفاظت محيط زيست به عنوان منطقه حفاظت شده و از آن تاريخ تا كنون به عنوان پارك ملي اداره مي‌شود.

ارتفاعات بلند و زيستگاههاي امن در دو سوي دره زيباي لار بر عظمت اين منطقه افزوده و چشم‌اندازها، چشمه‌سارها و رودخانه‌هاي پرآب همه نشاني از استواري و جذابيت اين منطقه پرطراوت دارد.

پوشش گياهي منطقه اكثرا مرتعي است و از انواع گندميان پايا، بوته‌زارها و پوششهاي آلپي تشكيل شده و در نقاط مرتفع، گونه ارس كه در برخي مناطق از تراكم نبستا خوبي برخوردار است، گسترش دارد.

گونه‌هاي مهم گياهي منطقه را انواع گياهان دارويي، صنعتي و غذايي مانند قارچ، كاسني، باريجه، آويشن، موسير، پيازك، والك، كنگر، گزل، گلپر، چاي كوهي، كما، گل گاو زبان، اسپند، شيرين بيان، چوبك، بارهنگ، شنگ و شقايق وحشي تشكيل مي‌دهند.

گونه‌هاي جانوري منطقه متشكل از پستانداراني نظير كل و بز، قوچ و ميش البرز مركزي، خرس قهوه‌اي، پلنگ، گرگ، روباه، گراز و گربه وحشي هستند. از جامعه پرندگان، انواع پرندگان بومي و مهاجر نظير كبك، عقاب، دليجه، كبك دري، سارگپه و درنا دراين منطقه حضور دارند.

خزندگان و دوزيستان موجود در اين منطقه را جانوراني مانند افعي دماوندي، افعي البرزي، مارمولك، بزمجه، لاك پشت و قورباغه تشكيل مي‌دهند. از آبزيان بارز منطقه، ماهي قزل‌آلاي خال قرمز را مي‌توان نام برد.

اين منطقه داراي ويژگيهاي خاص و جوامع غني گياهي و جانوري است و وجود ماهي قزل‌آلاي خال قرمز كه از نادرترين گونه‌هاي آبزي جهان مي‌باشد، اهميت اين مجموعه را دو چندان كرده است.

حوزه آبخيز لار افزون بر تامين قسمتي از آب آشاميدني تهران بزرگ، مي‌تواند نقش اقتصادي مهمي را به عنوان تفرجگاهي جذاب، مركز دامپروري در حد ظرفيت، ذخائر دست نخورده طبيعي، چشمه‌هاي آب معدني و اندوخته‌هاي اكولوژيكي ايفا كند.

پارك ملي لار با دارا بودن اكوسيستمهاي متنوعي اعم از آبي و خشكي علاوه بر تنوع زيستگاهي، مي‌تواند سالانه جمعيت زيادي از علاقه‌مندان طبيعت را جهت كوهنوردي، ماهيگيري، پيك‌نيك و كمپ پينگ به خود جلب كند.

جاده‌هاي ارتباطي متعدد در منطقه، تغيير كاربري اراضي و چراي بي‌رويه از جمله عوامل اصلي تهديد و تخريب اين پارك ملي است.

+ نوشته شده توسط در سه شنبه نوزدهم دی 1385 و ساعت 15:45 |

بدون شرح!!

+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم دی 1385 و ساعت 16:56 |
گزارش همشهري به مناسبت روز جهاني تالابها
سير قهقرايي۹۰ درصد تالابهاي ايران
002454.jpg
002328.jpg
گروه شهري _مژگان جمشيدي: هشدار متخصصان محيط زيست كشور نسبت به نابودي تالاب هاي كشور در حالي شدت گرفته است كه چندي قبل معاون محيط طبيعي سازمان محيط زيست نيز وضعيت حاكم بر بعضي از تالاب هاي بين المللي ايران را بسيار نگران كننده عنوان كرد و گفت: اين يك هشدار ملي است و ايران بايد هر چه سريعتر مشكلات ايجاد شده براي اين تالاب ها را رفع كند. دكتر بهروز دهزاد، بوم شناس و عضو هيأت علمي دانشگاه شهيد بهشتي درباره عوامل تهديد تالاب هاي كشور گفت: توسعه بدون ضابطه و لجام گسيخته با سرعت هرچه تمام تر در حال نابودي تالاب هاست در حالي كه تالاب ها، مهمترين، با ارزش ترين و پيچيده ترين اكوسيستم هاي روي زمين هستند و دليل آن هم كاركردهاي متنوعي است كه هر يك منافع اقتصادي، اجتماعي، زيست محيطي و علمي زيادي را دربرمي گيرند.
وي درباره كاركردهاي تالاب مي افزايد: تغذيه آب هاي زيرزميني، مهار سيلاب، استحصال مستقيم آب توسط مردم، پيشگيري از نفوذ آب هاي شور، جلوگيري از فرسايش خاك و حفظ سواحل، رسو ب گيري، نگهداري مواد مغذي، پالايش مواد سمي، بانك ژن، توليد انرژي، رونق توريسم، حفظ جمعيت هاي حيات وحش، توليد موادخام و... همه و همه از كاركردهاي تالاب است.
وي افزود: متأسفانه تصميم هاي غلط و برخوردهاي نامناسب با مشكلات از سوي مسئولان، به نابودي تالاب هاي كشور دامن زده كه از آن جمله تالاب  هامون در سيستان است.
اين اكولوژيست در ادامه يادآور شد: احداث سد در بالادست رودخانه هيرمند در افغانستان در چند سال اخير موجب كاهش دبي آب رودخانه شده، از اين رو مسئولان منطقه مقدار آب باقيمانده را به چاله هايي تحت عنوان «چاه نيمه» هدايت مي كنند و آب مورد نياز مردم تأمين  مي شود و در نتيجه آب ديگر به درياچه نمي رسد و درياچه كاملاً خشك و نابود شده است. وي افزود: بدين ترتيب آب آشاميدني تا حدي تأمين شد اما صنايع دستي، شيلات و ممر درآمد مردم از بين رفت و تنوع زيستي نابود شد. در حالي كه راهكار ديگري هم وجود داشت؛ مثلاً مي توانستند با هدايت آب به درياچه براي اينكه  ميزان تبخير آب را كاهش دهند با كمي خاكبرداري از كف درياچه هامون به عمق بيافزايند و از سطح آب كم كنند. در نتيجه سطح تبخير كم مي شد، اما اين عمل نيازمند شناخت و ديدگاه علمي است كه متأسفانه مسئولان ما از آن دور هستند و همچنان به روش آزمون و خطا و روش قرن ۱۹ عمل مي كنند. وي درباره ارزش تنوع زيستي درياچه مي افزايد: ۸هزار صياد محلي در زابل فقط از طريق ماهيگيري از درياچه زندگي مي كردند و نيزارها پشتوانه صنايع دستي و درآمد بسياري از مردم سيستان و بلوچستان بود.
علاوه بر اين در سنوات دور هر ساله در اين درياچه تا ۵ميليون پرنده هم مهاجرت مي كرده حال با تصور اينكه اگر آب بود و سالانه ۵۰۰هزار پرنده هم به درياچه مي آمد و فقط ۱۰درصد آن توسط مردم شكار مي شد، ۲۰۰هزار كيلو گوشت مرغوب و پروتئين مورد نياز مردم تأمين مي شد؛ اما امروز همه چيز نابود شده است.
وي درباره نقش سازمان محيط زيست در حفظ تالاب ها مي گويد: متأسفانه سازمان محيط زيست هم اين اواخر شديداً ديدگاه بهره بردارانه از زيستگاه ها داشته تا ديدگاه حفاظتي كه با بخشيدن چند منطقه براي اجراي طرح هاي به اصطلاح گردشگري اين را به اثبات رسانده است. البته ما هرگز با اكوتوريسم مخالف نيستيم كه خود ما از سال ها قبل همواره اين را توصيه مي كرديم، اما نه اين طور بدون ضابطه. اكوتوريسم حساسيت اين مناطق اينقدر زياد است كه حتي يك اشتباه كوچك هم مي تواند آن را نابود كند. در حالي كه امروزه حتي در كشورهايي مثل هند هم ضوابط بهره برداري و اكوتوريسم بسيار سختگيرانه است.
وي مي افزايد: متأسفانه براي تالاب ها فقط حرف زديم و كم كار كرديم و نمونه اش همين سالروز جهاني تالاب هاست كه امروز در زابل برگزار مي شود و تعداد زيادي هم ميهمان خارجي دعوت شده تا دوباره همان حرف ها تكرار شود. اكنون زمان عمل فرا رسيده، حرف بس است.
وي اشاره كرد در حال حاضر ۹۰ درصد تالاب هاي ايران يا همچون اغلب تالاب هاي استان هاي جنوبي كشور به طور قطع نابود شده اند و يا به شدت در معرض نابودي قرار گرفته اند و تلاش براي حفاظت از آنها به عنوان يك امر خطير ميهني مي بايست سريع و فراگير انجام شود.

چشم انداز
002325.jpg
امروز روز جهاني تالاب هاست. ۳۵ سال قبل در چنين روزي با حضور نمايندگان ۱۸ كشور جهان در شهر رامسر، پيشرفته ترين معاهده زيست محيطي جهان براي حفظ تالاب ها با عنوان «كنوانسيون رامسر» به نام ايران و ايراني رقم خورد.
تالاب ها از ثروت هاي بزرگ ملي و از كهن ترين و زيباترين ميراث هاي طبيعي به شمار ميآيند.اين حق نسل هاي آينده است كه از اين مواهب كم نظير برخوردار شوند.
+ نوشته شده توسط در دوشنبه هجدهم دی 1385 و ساعت 16:26 |

در مورد باران های اسیدی و تاثیرات آن

یکی از مشکلات جدی محیط زیست که امروزه بشر در اکثر نقاط جهان با آن درگیر است، باران اسیدی می‌باشد. باران اسیدی به پدیده‌هایی مانند مه اسیدی و برف اسیدی که با نزول مقادیر قابل توجهی اسید از آسمان همراه هستند، اطلاق می‌شود.

باران هنگامی اسیدی است که میزان PH آب آن کمتر از 6/5 باشد. این مقدار PH بیانگر تعادل شیمیایی بوجود آمده میان دی‌اکسید کربن و حالت محلول آن یعنی بی‌کربنات ( HCO3 ) در آب خالص است.

باران اسیدی دارای نتایج زیانبار اکولوژیکی می‌باشد و وجود اسید در هوا نیز بر روی سلامتی انسان اثر مستقیم دارد. همچنین بر روی پوشش گیاهی تأثیرات نامطلوبی می‌گذارد.

 

دید کلی

 در چند دهه اخیر میزان اسیدیته آب باران، در بسیاری از نقاط کره زمین افزایش یافته و به همین خاطر اصطلاح باران اسیدی رایج شده است. برای شناخت این پدیده سوالات زیادی مطرح گردیده است که به عنوان مثال می‌توان به این موارد اشاره کرد: چه عناصری باعث تغییر طبیعی باران می‌شوند؟ منشا این عناصر چیست؟ این پدیده در کجا رخ می‌دهد؟

معمولا نزولات جوی به علت حل شدن دی‌اکسید کربن هوا در آن و تشکیل اسید کربنیک بطور ملایم اسیدی هستند و PH باران طبیعی آلوده نشده حدود 6/5 می‌باشد. پس نزولاتی که به مقدار ملاحظه‌ای قدرت اسیدی بیشتری داشته باشند و PH آنها کمتر از 5 باشد، باران اسیدی تلقی می‌شوند.

تاریخچه

پدیده باران اسیدی در سالهای پایانی دهه 1800 در انگلستان کشف شد، اما پس از آن تا دهه 1960 به دست فراموشی سپرده شد. «اسمیت» در سال 1873 واژه باران اسیدی را برای اولین بار مطرح کرد. او پی برد که ترکیب شیمیایی باران تحت تاثیر عواملی چون جهت وزش باد ، شدت بارندگی و توزیع آن ، تجزیه ترکیبات آبی و سوخت می‌باشد. این محقق متوجه اسید سولفوریک در باران شد و عنوان نمود که این امر ، برای گیاهان و اشیا واقع در سطح زمین خطرناک است.

«موتا» و «میلو» در سال 1987 عنوان داشتند که دی‌اکسید کربن با اسید سولفوریک و اسید نیتریک عوامل اصلی تعیین کننده میزان اسیدی بودن آب باران هستند، چرا که در یک فاز آبی به صورت یونهای نیترات و سولفات در می‌آیند و چنین یونهایی به آب باران خاصیت اسیدی می‌بخشند.

 

عوامل موثر در اسیدیته باران

آب باران هیچگاه، کاملا خالص نبوده و با پیشرفت صنعت بر ناخالصی‌های آن افزوده شده است. ناخالصی طبیعی باران بطور عمده ناشی از نمک‌های دریایی است و گازها و دودهای ناشی از فعالیت انسان در فرآیند ابرها دخالت می‌کنند.

آتش‌سوزی جنگل‌ها نیز، از جمله عواملی است که در میزان اسیدیته آب باران نقش دارد. فرآیندهای بیولوژیکی، آتشفشانی و فعالیت‌های انسان، مواد آلوده کننده جو را در مقیاس محلی، منطقه‌ای و جهانی در فضا منتشر می‌کنند. به عنوان مثال، در صورت وجود جریانات باد در نواحی صنعتی، مواد خارج شده از دودکش‌های کارخانه‌ها در سطح وسیعی در فضا پراکنده می‌شوند.

اسیدهای موجود در باران اسیدی

اسیدهای عمده در باران اسیدی، اسید سولفوریک و اسید نیتریک می‌باشند. بطور کلی این اسیدها به هنگام حمل توده هوایی که آلاینده‌های نوع اول مثل و را دربر دارند، بوجود می‌آیند. از این رو معمولا محل نزول باران اسیدی دورتر از منبع آلاینده‌ها می‌باشد. باران اسیدی یک مشکل آلودگی است که به علت حمل دوربرد آلاینده‌های هوا توسط باد حد و مرز جغرافیایی نمی‌شناسد.

منابع تولید دی‌اکسید گوگرد

بطور کلی در مقیاس جهانی بیشتر بوسیله آتشفشان‌ها و توسط اکسایش گازهای گوگرد حاصل از تجزیه گیاهان تولید می‌شود. این دی‌اکسید گوگرد طبیعی معمولا در قسمتهای بالای جو انتشار می‌یابد. بنابراین غلظت آن در هوای پاکیزه ناچیز می‌باشد. منبع عمده تولید ناشی از فعالیتهای انسانی احتراق زغالسنگ می‌باشد.

دی‌اکسید گوگرد بوسیله صنعت نفت به هنگام پالایش نفت یا تصفیه گاز طبیعی مستقیما یا به صورت در هوا انتشار می‌یابد. بیشتر کانیهای با ارزش در طبیعت به صورت سولفید یافت می‌شود. بنابراین هنگام استخراج و تبدیل آنها به فلز آزاد مقداری در هوا آزاد می‌شود و در اثر ترکیب با ذرات ریز بخار آب به تبدیل می‌گردد و در اثر کاهش دما در قسمتهای بالای جو به صورت باران اسیدی به زمین برمی‌گردد.

منابع تولید اکسیدهای نیتروژن

در هوای غیر آلوده به مقدار کم در اثر ترکیب اکسیژن و نیتروژن موجود در هوا هنگام رعد و برق، وجود دارد و همچنین مقداری هم از رها شدن اکسیدهای نیتروژن از منابع زیستی حاصل می‌شود، اما که به عنوان آلاینده جوی محسوب می‌شود، از نیروگاهها و دود اگزوز خودروها ناشی می‌شود.

باران اسیدی در آمریکای جنوبی

پیرامون معضل باران اسیدی، به ویژه در مورد مناطق صنعتی که میزان PH کمتر از 3 دارند، تاکنون مقالات زیادی منتشر شده است. با وجود این بعضی از محققین معتقدند که برخی از این مقالات مستند نیستند و PH طبیعی باران توسط فعالیتهای مختلف انسانی ، چنان تغییر می‌کند که تعیین یک استاندارد، غیرممکن می‌باشد. در ارتباط با این مطلب می‌توان مثالهایی از آمریکای جنوبی زد. جایی که میزان PH آب باران ، هم در جنگلهای آمازون و هم در شهرهای سائوپائولو و ریدوژانیرو و باربر 7/4 است. در جنگل آمازون موارد زیر در اسیدی شدن تاثیر اساسی دارند:

- یدسولفوریک که خود از اکسید شدن سولفید هیدروژن (از مواد فرار مناطق مردابی) تشکیل می‌شود.

- ید آلی که از سوختن مواد آلی بوجود می‌آید.

 

عملکرد و آثار بارانهای اسیدی که بطور طبیعی مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته است، ما را به سوی رخدادها زیستی فاجعه‌آمیز هدایت می‌کند. با وجود اینکه این پدیده منشا طبیعی دارد، محققان بر این باورند که عملکرد انسان در این رابطه بسیار تاثیر گذار است.

 

باران قلیائی

نکته مهمی که باید به آن اشاره کرد، این است که در بعضی از مواقع ، PH آب باران حتی در جو بسیار آلوده هم در 5،6 ثابت باقی می‌ماند. دانشمندان این مسئله را به حضور ترکیبات قلیائی در کنار اسید نسبت می‌دهند.

چنانچه میزان ترکیبات قلیائی شدیدا افزایش یابد، PH باران به بیش از 7 نیز می‌رسد. در این صورت به جای باران اسیدی ، باران قلیائی خواهیم داشت. ضمنا گروهی از عناصر شیمیایی در جو وجود دارند که حالت اسیدی را طی واکنشهایی خنثی می‌کنند. خاک بیایانها ، منبع طبیعی و با ارزش این عناصر قلیایی است. از جمله منابع غیرطبیعی عناصر قلیایی آلوده کننده جو می‌توان به کارخانه‌های تولید کننده سیمان و فعالیتهای استخراج معادن اشاره نمود.

اثرات بوم شناختی باران اسیدی

آلاینده‌های نوع اول هوا مانند و آب باران را چندان اسیدی نمی‌کنند، اما این آلاینده‌ها می‌توانند طی چند ساعت یا چند روز به آلاینده‌های نوع دومی مثل و تبدیل شوند که هر دو در آب بسیار انحلال پذیر و جز اسیدهای قوی می‌باشند. در واقع تمام قدرت اسیدی در باران اسیدی، به علت وجود این دو اسید است.

میزان تأثیر باران اسیدی بر روی حیات زیست شناختی در یک منطقه به ترکیب خاک و صخره سنگی که در زیر لایه سطحی زمین آن منطقه واقع است، بستگی دارد. مناطقی که در زیر لایه سطحی زمین گرانیت یا کوارتز دارند، بیشتر تحت تاثیر قرار می‌گیرند، زیرا خاک وابسته به آن ، ظرفیت کمی برای خنثی کردن اسید دارد. چنانچه صخره سنگی در زیر لایه سطحی زمین از نوع سنگ آهک یا گچ باشد، اسید بطور موثر خنثی می‌شود، زیرا کربنات کلسیم به صورت باز عمل کرده و با اسید وارد واکنش می‌شود.

تاثیر روی اکوسیستم آبی

دریاچه‌های اسیدی شده به علت شسته شدن سنگها بوسیله یون هیدروژن دارای غلظتهای بالای آلومینیوم هستند. قدرت اسیدی بالا و غلظتهای بالای آلومینیوم عامل اصلی کاهش جمعیت ماهیهاست. ترکیب زیست شناختی دریاچه‌های اسیدی شده به شدت دچار تغییر می‌شود و تکثیر ماهیها در آبهای دارای قدرت اسیدی بالا کاهش می‌یابد. وقتی PH خیلی پایین‌تر از 5 باشد، گونه‌های اندکی زنده مانده و تولید مثل می‌کنند. آب دریاچه‌های اسیدی شده اغلب زلال و شفاف می‌باشد و این به علت از بین رفتن زندگی گیاهی و جانوری این دریاچه‌ها می‌باشد.

تاثیر روی گیاهان و جنگلها

تاثیر باران اسیدی بر روی جنگلهای و محصولات کشاورزی را به دشواری می‌توان تعیین کرد. ولی با این وجود بررسیهای آزمایشگاهی حاکی از این هستند که گیاهان زراعی رشد یافته در شرایط بارانهای اسیدی رفتار متفاوتی نشان می‌دهند. محصولات برخی افزایش یافته و محصولات گروهی کاهش می‌یابد.

آلودگی هوا اثرات بدی روی درختان دارد. اسیدی شدن خاک ، مواد غذایی موجود در آن را شسته و از بین می‌برد. باران اسیدی که در جنگلها می‌ریزد، ازن و سایر اکسنده‌های هوا ، که درختان جنگلی در معرض آنها قرار دارند، تاثیر نامطلوبی روی درختان و پوشش گیاهی می‌گذارد و این تاثیرات نامطلوب وقتی با خشکسالی ، دمای بالا و بیماری و … همراه باشد، ممکن است باعث خشک شدن درختان شود.

جنگلهای ارتفاعات بالا بیش از همه تحت تاثیر ریزش باران اسیدی هستند. قدرت اسیدی در مه و شبنم بیش از باران است، زیرا در مه و شبنم آبی که موجب رقیق شدن اسید شود، کمتر است. درختان برگ ریز که با باران اسیدی آسیب می‌بینند، به تدریج برگهای خود را از بالا به پائین از دست می‌دهند و اکثر برگهای خشک شده در بهار بعدی تجدید نمی‌شوند.

بعضی از اثرات مهم باران های اسیدی که «فومارو» در سال 1997 نیز به آنها اشاره کرده است، عبارتند از:

مضر برای انسان: ایجاد تنگی نفس ، برونشیت ، التهاب ریه ، آنفلوآنزا و سرماخوردگی

تخریب جنگلها: ریختن برگها ، تخریب ریشه توسط باکتریها، کاهش روند رشد ، تقلیل میزان محصول دهی ، کم شدن قدرت حیات.

خطرناک برای دریاچه‌ها: مرگ صدها گونه زیستی

تسریع در خوردگی مواد : خوردگی وسایل نقلیه و بناهای تاریخی

باران اسيدي چيست؟ (روزنامه شرق 23 اسفند 82 )

باران اسيدی به دو نوع بارش تر (باران-مه وبرف) و خشك (ذرات معلق اسيدي) اطلاق مي‌شود.

بطور كلي باران اسيدي را مي توان اينگونه تعريف كرد: "باران يا ساير نزولاتي كه غلظت آلاينده هاي سولفات و نيترات در آن ها بيش از حد معمول و پ.هاش ان ها بيشتر از 6/5 باشد. "

باران اسيدي را مي توان نتيجه مستقيم خودپالايي هوا دانست. بعبارت ديگر قطره هاي آب يعني سازندگان ابرها به طور پيوسته ذرات معلق و گازهاي محلول در آب را جذب كرده و به همين دليل به هنگام شروع بارش ناپاكي هاي هوا از جمله تركيبات نيتروژن و سولفات شسته شده و به اسيد سولفوريك و اسيد نيتريك تبديل شده و از جو جدا شده و وارد ليتوسفر وهيدروسفر مي شوند.

دي‌اكسيد گوگرد و اكسيدهاي ازت در هوا با اكسيژن و بخار آب تركيب شده و اسيدهاي سولفوريك و نيتريك را بوجود مي‌آورند. اين مواد اسيدي ممكن است فواصل دور را با باد غالب طي كرده و بصورت باران اسيدي ببارند.بارندگي هاي اسيدي بصورت باران يا برف يا... مي باشد. بيش از%65 بارش هاي اسيدي بعلت وجود سولفات و %35 ديگربعلت وجود تركيبات نيتروژن دار است.

كدام مناطق در معرض باران هاي اسيدي قرار دارند؟

تا چندي پيش چنين تصور مي شد كه باران اسيدي يك مشكل اروپايي است اما امروزه مي دانيم كه باران اسيدي همه كشورهاي صنعتي را تحت تاثير قرار مي دهد. آمريكا كانادا آلمان انگلستان و كشورهاي اسكانديناوي بطور جدي با اين مشكل مواجه هستند. مناطقي از آسيا نيز در برابر باران اسيدي آسيب پذيرند.از جمله ژاپن كره ي شمالي و جنوبي جنوب چين بخش كوهستاني و جنوب غربي هند.در تهران نيز پ.هاش اسيدي بطور عمده در مناطق شمال شرقي تهران گزارش شده كه به عنوان مثال مي توان از ايستگاه هاي شميران و پارك وي نام برد كه بعلت كم بودن بافر مثل كلسيم و منيزيم است. پايين ترين پ.هاش گزارش شده در تهران8/3 مي باشد.

+ نوشته شده توسط در یکشنبه هفدهم دی 1385 و ساعت 9:35 |

طی فصل تابستان، در كنار فرآیند جذب پرتو فرابنفش و گسیل فروسرخ، در هر منطقه، سقف ساختمان‌ها، خیابان‌ها و سطوح تیره رنگ، گرما را جذب نموده و با طول‌موج بالا هوا گسیل می‌كنند. با توجه به اینكه نزدیك به تمامی سقف‌ها و خیابان‌ها در تهران تیره‌رنگ هستند، این سطوح تیره‌رنگ حدود نیمی از مساحت تهران را در بر می‌گیرد. این سطوح تیره‌رنگ، گرمای گسیل شده از سوی خورشید را جذب كرده در خود نگاه می‌دارند. این پدیده باعث افزایش دمای مناطق مسكونی از 2 تا 15 درجه سانتیگراد شده و به نام پدیده جزیره گرمایی شناخته می‌شود. این گرما نه تنها باعث افزایش مصرف انرژی برای خنك كردن ساختمان‌ها می‌شود، بلكه باعث ایجاد آلودگی در جو شده و به‌دلیل مصرف سوخت‌های فسیلی موادی از جمله گاز ازن O3 و تركیبات زیانبار گوگردی در سطح زمین تولید می‌شود.

ساختمان‌های نامنظم و بی‌قاعده ابرشهر تهران، نمایانگر یك جزیره گرمائی مسكونی است. بررسی دمایی تفاوتی حدود 10 تا 15 درجه سانتیگراد را بین مركز شهر و پیرامون آن نشان می‌دهد، در نتیجه یك ابرشهر آب‌و‌هوای مخصوص و ویژه خود را می‌سازد، كه آن‌هم مشكلات خود را در پی خواهد داشت. بررسی‌های ماهواره‌ای ناسا نشان می‌دهد كه تمامی ابرشهرهای روی زمین، به دلیل از بین بردن رستنی‌ها و گیاهان و جایگزینی آنها با مصالح، به ویژه تیره رنگ ساختمانی، دچار چنین مشكلی شده‌اند.در طول روز مواد تیره ساختمانی، گرما را جذب می‌كنند و تا ساعت‌ها پس از غروب آفتاب آن‌ را نگاه می‌دارند. این فرآیند، علاوه بر فرآیند تابش به جسم و گسیل طول موج بلندتر از آن، باعث تشدید هوای گرم در ابرشهر می‌شود. همچنین آلودگی ازن نیز، شهر را به شدت تهدید می‌كند. واكنش‌های شیمیایی كه مولكول‌های ازن در سطح زمین را می‌سازد، تهدید جدی برای هوای شهر بشمار می‌رود. هواویزها (ذرات معلق در هوا) تحت تاثیر پدیده جزیره گرمایی تا 10 درجه سانتیگراد افزایش دما خواهند داشت، فرآیندهای شیمیایی رخ‌داده و مشكل را دوچندان می‌كند. ازن در ماه‌های گرم تابستان بیشتر ایجاد شده و تهدید جدی برای سلامت و تندرستی جانداران است. پروژه مشكلات جزیره گرمایی ابرشهر تهران با سودجستن از اطلاعات ماهواره و داده‌های سطح زمین باید هرچه زودتر به اجرا درآید.

هنگامی كه سطح زمین از انبوه رستنی‌ها و گیاهان سبز پوشیده شده و یا خاك آن مرطوب باشد، گرمای جذب شده با تبخیر آب و فراتراوش (تبخیر و تعرق) گیاهان به سرعت جایگزین می‌گردد و گیاهان از طریق برگ‌ها، آب خود را از دست می‌دهند. برخی از نقاط شهر گرم‌تر از نقاط دیگر آن است، این نمایانگر این است كه در این مناطق گرمای بیشتری آزاد می‌شود. مناطق مركزی تهران یك قله گرمایی دارد. گرمای شهر یك فرارفت بالارونده ایجاد كرده كه حركت این سیستم كم‌فشار باعث مكش هوای پیرامونی شهر می‌شود. اگر رطوبت كافی وجود داشته باشد، آنگاه شاهد توفان تندری هم خواهیم بود. در این صورت تشكیل ابر باعث كم شدن دمای شهر و كاهش سرعت فرآیند تشكیل ازن خواهد بود.

ابرشهر تهران راه‌حل‌های زیادی برای مبارزه با حالت پدیده جزیره گرمایی و آسیب‌های آشكار و پنهان آن دارد. مواد و مصالح ساختمانی و جاده سازی با رنگ روشن، موجب بازتاب بیشتر نور خورشید می‌شود. كاشت درختان و گیاهان انبوه، ایجاد سایه، خنكی هوا و رها نمودن آب در جو را به دنبال دارد. كاهش دما تا 1 درجه سانتیگراد، فرآیند ایجاد ازن را تا 90% كاهش می‌دهد.


ادامه مطلب را می‌توانید در لینک http://www.hupaa.com/Data/P00547.php مطالعه نمایید

 

+ نوشته شده توسط در جمعه پانزدهم دی 1385 و ساعت 22:22 |
به نقل ازایرنا:

وحشى ترين و پرتلاطم ترين رودخانه هاى جهان با سرعت در حال ناپديد شدن هستند و تازه ترين بررسى هاى زيست محيطى صورت گرفته حكايت از آن دارد كه به علت شتاب چشمگير در فرايند سدزدن بر روى رودخانه ها، در آينده نزديك ديگر اثرى از رودخانه هاى بزرگ طبيعى برجاى نخواهد ماند. در نخستين بررسى جامعى كه بر روى ۳۰۰ رودخانه از بزرگترين انواع آبراهه هاى موجود در زمين به انجام رسيد، روشن شده است كه تنها رودخانه هاى بزرگ و طبيعى باقى مانده رودخانه هاى منطقه توندرا يعنى دشت پهناور و وسيع سرزمين هاى قطبى و جنگل هاى اين نواحى هستند.

بزرگترين رودخانه طبيعى برجاى مانده رودخانه يوكون در بخش هاى شمالى و دورافتاده كاناداست كه از حيث حجم آب بيست و دومين رودخانه بزرگ جهان به شمار مى آيد.

در قاره اروپا نيز تنها سه رودخانه اى كه هنوز سدى بر روى آنها زده نشده در شمال روسيه جاى دارند. اين سه رودخانه شامل اونگا، مزن و پچورا هستند. اما بر اساس اين گزارش، ۸۲ درصد از رودخانه هاى موجود در مناطق صحرايى و ۹۹ درصد رودخانه هاى واقع در منطقه مديترانه، داراى سدهاى بزرگ و كوچك هستند. از اين مهم تر، هشت رودخانه بزرگ جهان كه از مجموعه اى از  محيط  زيست ها گذر مى كنند، يعنى رودخانه هاى آمازون، اورينوكو، گنگ، زامبيزى، آمور، ينى سى و ايندوس، همگى داراى سدهاى متعدد هستند.

به گفته كريستر نيلسن، متخصص محيط زيست از دانشگاه امئه آ در سوئد كه رياست هياتى كه گزارش اخير را تهيه كرده بر عهده داشته است در بخش هايى از زمين اساساً ديگر هيچ رودخانه طبيعى به چشم نمى خورد. به اعتقاد نيلسن دستكارى در جريان آب رودخانه ها به خصوص در بخش هاى خشك تر زمين آثار زيست محيطى بسيار مخربى به همراه دارد زيرا در اين مناطق شمار زيادى از جانداران و گونه هاى طبيعى براى بقاى خود به جريان طبيعى آب رودخانه اتكا دارند. نيلسن معتقد است براى نجات رودخانه هاى طبيعى باقى مانده در جهان مى بايست اقداماتى هماهنگ در سطح بين المللى به انجام برسد، اما فشار براى سد زدن بر روى رودخانه ها بسيار زياد است. به عنوان مثال رودخانه سالوين كه به طول ۲۴۰۰ كيلومتر بين چين و برمه و تايلند جريان دارد به زودى شاهد اولين سد خود خواهد بود و در مجموع طرح احداث ۱۳ سد بر روى اين رودخانه تكميل شده كه يكى از آنها سد عظيم تسانگ است كه در بخشى كه رودخانه وارد خاك برمه مى شود، احداث خواهد شد. ديگر رودخانه هاى بكرى كه در معرض احداث سد قرار دارند، رودخانه راجانگ در بورنئوى مالزى و جيكوئينهوا در برزيل، چا در ويتنام و آگوسان در جزيره ميندانائو در فيليپين هستند.

به نوشته هفته نامه علمى ساينس پروژه هاى سدسازى در زمره بزرگترين تلاش هاى عامدانه از سوى انسان براى تغيير در محيط زيست است.

هزاران سدى كه هم اكنون در نقاط مختلف سياره زمين برپا شده  است، سالانه ۶ هزار و ۵۰۰ كيلومتر مكعب آب را در پشت ديواره هاى خود نگاه مى دارد. بسيارى از رودخانه ها داراى سلسله اى از سدهاى پشت سر هم هستند كه حجم آبى كه در پشت ديواره هاى خود ذخيره مى كنند از كل آبى كه رودخانه طى يك سال يا حتى چهار سال توليد مى كند بيشتر است.

رودخانه ولتا در آفريقا در چنين وضعى قرار دارد. اين نحوه كنترل تمام عيار خطر برپا شدن جنگ هاى آينده بر سر منابع آب را به همراه دارد. به عنوان مثال تركيه آنقدر مخزن انحرافى در مبدأ رودخانه هاى دجله و فرات احداث كرده كه قادر است براى مدت يك سال تمام، آب اين دو رودخانه را بر روى ديگر كشورهاى استفاده كننده از آنها مسدود كند.

+ نوشته شده توسط در جمعه پانزدهم دی 1385 و ساعت 13:3 |
کنفوسیس:

 

فرق انسان وحیوان خیلی کم است

 

ولی بعضی ازمردم همین چیز  

 

خیلی کم رانیزدورمی اندازند!!!

+ نوشته شده توسط در جمعه پانزدهم دی 1385 و ساعت 12:23 |
Erorr in Your Internet Explorer !!!

MKY Media Soft Team

Iran Java Script
Hello!

Welcome!

This is a pulsating message!

This is another pulsating message!

This is sevom.persianblog!

Amir Ali !