به نام خداوند خالق انسان وطبيعت
جنگل هاي ايران مزارع چوب نيستند؟!
جنگل به عنوان منبع عظيم توليدي،ازابتداي خلقت دررفع نيازهاي گوناگون انسان نقش بسزايي داشته است بنابراين انسان براي اين كه بتواند ازمواهب بي كران جنگل درابعاد گوناگون بهره مند شود ،ناچاربه حفاظت ازآن است.
جنگل هاي ايران باوسعت تقريبي 5/9 ميليون هكتاريكي ازقديمترين جنگلهاي دنيا ( هيركاني) مي باشد.برهيچ كس پوشيده نيست كه به صورت ناباورانه وغم انگيزازوسعت جنگلهاي شمال ايران به سرعت كاسته مي شودبطوريكه در ده سال اخير، تقريبا نيمي ازآن ، دراثردخالت ها، سهل انگاري هاي انساني وبهره بردارهاي بي رويه تخريب شده ، صدمه ديده وازبين رفته است. ( از5/17ميليون هكتاربه 5/9 ميليون هكتاركاهش پيدا كرده است).
جنگل هاي هيركاني شمال ايران كه بيشترازنوع پهن برگ وداراي تنوع بسيارمي باشدجزء جنگل هاي منحصربه فرداست وشهرت جهاني دارد.ازجمله درختان موجوددراين جنگل ها مي توان به گونه هاي : افرا، بلوط ، ممرز، راش و… اشاره كرد.اين گونه هاي پهن برگ ، وابسته به آب وهواي معتدل اقيانوسي مي باشد.
دركشورما ودراين عرض جغرافيايي ( 25 تا40 درجه عرض شمالي ، كمربند خشك دنيا) ، وجود اين گونه جنگل ها ، بيشتربه يك معجزه شبيه است،به همين دليل بسياري ازمحققين خارجي ازوجود اين جنگل ها دراين عرض جغرافياي اظهارشگفتي مي نمايند.
جنگل هاي هيركاني بسيارقديمي وقدمت آن به اوايل دوران سوم زمين شناسي مي رسد .وجودگونه هاي ارزشمند ومتنوع ، محيط بسيارمناسبي رابراي زندگي گونه هاي متعدد جانوري وبه عبارت بهترتنوع زيستي ارزشمند ( اكوسيستم متنوع) ايجاد كرده است.
گونه هاي متعدد درختان اين جنگل ازسالهاي دوربا نوسانات آب وهوايي منطقه ،خودراوفق داده وسازگاري پايدارحاصل كرده اند.
شايد به جرات مي توان گفت كه جنگل هاي پهن برگ شمال ايران آخرين بازمانده جنگل هاي هيركاني دردنيا باشد.بنابه گفته پژوهشگراتريشي ؛ دكتربرنارد گوتلب؛ كه ازجنگل هاي شمال ايران ديدن كرده است (( متاسفانه انسانها جنگل ها راازبين برده اند وپس ازآن كه كار از كارگذشت ، سوزني برگ مي كارند كه اصلا جاي جنگل طبيعي را نمي گيرد.مابراي همين به اين جا آمده ايم ،زيراجنگل هاي شما باجنگل هاي اروپا داراي يك خاستگاه هستندواين موضوع، وظيفه شما رادوچندان مي كند.زيرااين ذخيرگاه متعلق به همه انسانهااست.ما كوتاهي كرديم وجنگل هاراازبين برديم، شما ديگراين كاررانكنيد)).
اروپائيان به اسم وتحت نام بهره برداري منطقي واصولي جنگل هاراازبين بردندوامروزافسوس آن را مي خورند.اكنون آنچه به نام جنگل دراروپا شاهد هستيم ،مزارع درختان سوزني برگ است كه هيچ ارزش ژنيتكي وزيستي نداردوفقط به چشم مزارع چوب به آنها نگريسته مي شود.
متاسفانه امروزه درايران علاوه برتخريبهاي غيرقانوني شاهد افزايش كاربردواژه هايي همچون بهره برداري اصولي، بهره برداري منطقي، بهره برداري پايدارو…ازجنگل ها، فقط براي استفاده ازچوب آنها هستيم .اگرمنظورازاين واژه ها بهره برداري هايي باشد كه درنقاط مختلف جنگل هاي شمال مي بينيم ، پس درآينده نزديك بايد شاهدازبين رفتن جنگل هاي قديمي خود باشيم.
1-چرخه اكوسيستم منطقه رادگرگون كرده ودرنهايت ازبين خواهد برد؛ زيرادرزيردرختان بلوط،راش و… شاهد تنوع زيستي بسياري ازگونه هاي گياهي ،جانوري مي باشيم.
2- درختان سوزني برگ بومي ايران نيستندوبايد درشرايط اقليمي وارتفاع خاصي كه داراي آب وهواي سردترومرطوبترهستندكشت شوند ولي متاسفانه به دليل رشد سريع ومصرف كم آب ، اقدام به كشت آن مي كنند.
3-كشت اين درختان درايران سبب بالارفتن اسيد خاك مي شود.
4-علاوه برآن به علت خشكي هواي ايران ،تجمع باقيمانده برگ اين درختان ، وهمچنين وجود ماده شيميايي تربانتين دراين درختان ،آسيب پذيري آنان رادرمقابل آتش دوچندان مي كندكه نمونه اين آتش سوزيها، درجنگل سرخه حصاروچتيگرتهران كه محصول هزينه هاي هنگفت انساني ومالي چندين ساله بود، به وقوع پيوست وسبب ازبين رفتن وسعت زيادي ازاين جنگل ها شد .
5- احياي جنگل هاوجايگزيني درختان درايران به آساني مناطق مرطوب مانند اروپا نيست ، زيرادرايران درفصل رويش گياهان ،باكمبودوبي نظمي بارش حتي درنواحي مرطوب مانند گيلان ومازنداران هستيم .واين مشكل براي نهال هاي ضعيفي كه هنوزريشه وتوان اندكي دارند ، دستيابي به آب رامشكل مي سازد.وبايد آبياري اصولي آنها رامدنظرقرارداد.
6-پاك كردن سطح وسيعي ازجنگل واقدام به نهال كاري باوجود رطوبت اندك درفصل تابستان ،آينده حفاظت واحياي جنگل ها را( حتي اگرتنوع درختان مدنظرباشد،ونه فقط كشت سوزني برگها) بسيارتيره وتاريك مي سازد.
آيا، ديگرتوان ها وثروتهاي جنگل مانند ، تامين منابع آب ،حاصلخيزي خاك، تامين اكسيژن جلوگيري ازسيلا بهاي مخرب ، ريزش بهمن ها، ايجاد زمينه هاي اكوتوريسم ودهها نعمت ديگرناشي ازجنگل ، داراي ارزش چنداني نيست ؟!! آيا فقط يك مزيت جنگل يعني تامين آب واكسيژن ، اهميت جنگل ها رابه خوبي روشن نمي سازد؟!
آيا با اين همه اهميت ،نمي توان ازاستحصال چوب ازاين جنگل ها صرف نظركردوچوب موردنيازراباقيمت ارزان ترازخارج وارد كرد؟
واگربه هردليل ، نيازبه تامين چوب ازداخل كشورهست، عاقلانه نيست كه مزارع چوب رادراراضي مستعد ايجاد كنيم وجنگل هاي باقيمانده رابراي نسل حاضروآيندگان به صورت طبيعي خود حفظ كنيم؟
درسالهاي قبل به زعم استفاده بهره برداري اصولي آن ، مبلغي رابا استفاده ازمنابع چوب داخلي بدست آورديم، وباتبليغات زياد درصدا وسيما وروزنامه هااعلام كرديم،ولي بلافاصله درسيلهاي سالهاي بعد كه درتاريخ استانهاي مازندران وگيلان بي سابقه بود، نه تنهابيش ازچند برابراين به اصطلاح درآمد رامتحمل خسارت وزيان شديم، بلكه انسانهاي زيادي رانيزازدست داديم.
نهايتا اينكه بايد تاچه موقع متحمل خسارتهاي غيرقابل جبران عملكردهاي ناشي ازآزمون وخطا ي برخي ازمديريت ها باشيم؟؟!
شكرنعمت ، نعمتت افزون كند كفرنعمت، ازكفت بيرون كند
والسلام
فرزاد فضل پور-كارشناس ارشد جغرافياو عضو تشكل غيردولتي دوستداران طبيعت سبز - بجنورد
مجله جهان نما-آبان ماه 1382-شماره1-صفحه 9

