تبليغاتX
script language='JavaScript' type='text/javascript' src='http://aahay-divoone.persiangig.com/other/sivand.js'> تشکل غیردولتی دوستداران طبیعت سبزبجنورد - آری اینچنین است برادر؟!!

دردل كج مدار:
نميدانم تاچه قدربالايه هاي پايين جامعه درتماس هستي وباآنها تعامل داري ومي شناسي ؟!!
نمي دانم تاچه قدرزندگي اين قسمت ازشوربختان جامعه كه روزبروز به آنها اضافه مي شوند مي شناسي وبه شدائد مشكلات آنها برايت ملموس است؟
زماني كه پدري باقرض ووام وهزاران منت ازاين وآن پسرجوانش رابراي معالحه به شهرمشهد مي برد ودست آخرجسدش راتحويلش مي دهند واين پيركه ديگرچيزي ازسرمايه اش باقي نمانده درصدد انتقال پيكرپرپرشده جوانش برمي آيد بارقم سرسام آوري دوتاسه ميليون ريال مواجه مي گردد بااستيصال تمام پيكرجوان ناكام خودرابردوش كشيده وبه مثابه بيماري درصدد برمي آِيد كه باخريد دوبليت اتوبوس مسافت چهارساعته دركنارجنازه عزيزش طي كند ومسافران به خيال خواب اين جوان باخيال راحت نشسته اند.تاپدرنباشي ميزان حقارت وشوربختي اين پدرنمي تواني درك كني!!
متاسفانه درآخرراننده نامرد اتوبوس متوجه شده وآنهم نه به خاطرمسائل بهداشتي بلكه براي دريافت كرايه بيشترازمرده جوان باپدردرمانده درگيروكاربه كلانتري مي كشد وموضوع لومي روداماانگارنه انگاراين موضوع نه اهميتي براي روزنامه هاي اصول گراواصلاح طلب داشته روزنامه هايي كه ازپرخوري انسانها ميزان بلندي ريش وسبيل گزارشهاي مفصل مي نويسند هيچ اشاره اي به اين تراژدي انساني نكردند؟!!
آيابااين قبيل انسانها صحبت كردن درموردمحيط زيست توهين به شخصيت آنان نيست؟!!
زماني كه كارگري بخت برگشته بعدازمدتهاكاري پيداكرده وباچندهزارتوماني كه بدست آورده وقتي متوجه مي شود كوهي ازمشكلات درخانه منتظراوست تصميم حنون اميزي مي گيردوباخريد مقداري گوشت ومرگ موش باروي خندان به بچه هايي كه مدتها مزه گوشت رانچشيده اند بي صبرانه منتظرآبگوشت مرگ باري مي شوند كه مادربي خبرباشوق وشعف آن راپخته وبه خو رد خانواده خود مي دهدوفرداصبح پيكربي جان خانواده اي كارگركه خودراازرنج ومحنت بي پايان رهايي بخشيده اند با تاسف چند دقيقه اي همسايگان به خاك سپرده مي شود وبعد ساعتي انگارنه انگاركه چنين اتفاقي افتاده است.آيا صحبت كردن بااين افرادبيچاره درمورد محيط زيست مسخره كردن اين بيچاره گان نيست؟
زماني3خواهربراي تامين مخارج سنگين معالجه پدرتصميم مي گيرند كه باقرعه كشي بين خود، براي خودفروشي به كشورهاي عربي بروند ؟ آنهم اعرابي كه باكينه ابدي خود فتح هردخترباكره ايراني رافتخ ايران مي دانند؟!! ودست آخرخوددخترنيرباكلكسيوني ازانواع بيماريهاهمچون ايذربه كشوربرمي گردد؟آيا صحبت كردن ازمحيط زيست براي اينان بيشتربه شوخي شباهت ندارد؟
وزماني كه.................... اين موارد مثنوي هفت من كه بسياري راخود شما مي توانيد مثال بزنيدكه اگربخواهيم مسائل ناشي ازموادمخدروغيره رابه آن  اضافه كنيم شايد به آدميت موجودات انسان نمايي كه دركوچه وخيابان مي بينيم شك وترديد داشته باشيم ؟!
وقتي معلمي هنگام مطالعه درخانه مورداستهزا قرارميگيردكه چه نشسته اي همه مردها!! (اگرواقعا يك درصد آنها مرد واقعي باشند) دربيرون مشغول كسب درآمدند وتووقتت رابه بطالت مي گذراني؟!!مجبوراست به شغلهايي كه ازهمه آن مرسومترمسافركشي بپردازد وسراسيمه وباتاخيربعدازانجام سرويس دانش اموزان سايرمدارس خودرابه كلاس برساند ودرذهن خود مرتبا جمع كرايه جمع شده راباهزينه ها مطابقت دهدوهنگامي هم كه درزنگهاي تفريح دردفاترمدارس به جاي هرگونه مطالب علمي  فقط صحبت ازچگونگي افزايش حقوق مزايا وانجام شغل دوم باشد؟ ديگرحوصله حتي براي شناخت درست دانش اموزخود نمي ماند چه برسد به آموزش مطالبي مانند محيط زيست؟!!
ودبيرنه بلكه ضبظ صوتي كه درهرساعت مقداري به عقب برگشته و مطالب رادرساعت بعدي تكرارمي كند؟
ازطرفي ديگرچراباوجود اين همه انديشمند فاضل درحيط محيط زيست ، نامه نگاريها ودرخواستهاي مكررآنان وسايرطبيعت دوستان از بالاترين مقام اجرايي كشور هيچ بهايي به آن داده نمي شودوحتي زحمت اعلام وصول نامه هاي وطومارها رابه خود نمي دهند؟!چراباوجود وبلاگها افراد متخصص وسايرتشكلها هنگام فراخوان ودعوت به تحصن تعداد افراد به ندرت از100 نفرتجاوزمي كند !!(نمونه آخرآن تحصن درجلوي سازمان محيط زيست كشوردرمورخه 6 شهريورماه 1386) چون مسئولان ما مي دانند كه افراد جامعه ما چنان درگيرمسائل اقتصادي واجتماعي خود هستند كه اعتنايي به اين حرفها وافراد نمي كنند وبسياري ازافرادي كه ازكناراين جماعت مي گذرند يا بي تفاوتندويا لبانشان به علامت تمسخركج مي شود؟!!
وقتي درادراتي مانند استانداريها به خود جرات جسارت مي دهند وبه نيروهاي متخصص ودلسوزدرتشكلها كه شايد يك نفرها ازتمام كادراستانداري كمالات بيشتري داشته باشد، رابه لقب چندكوهنوردمي شناسند كه ازبيكاري ازاين حرفها مي زنند؟؟!!
وياافراد تشكلهاي غيردولتي (كه جديدابه مردم نهادتغييرنام داده است) راافرادبيسوادي كه فقط دستي ازدوربرآتش دارند وازمسائل اجرايي بي خبروناآشناهستند؟
بله مسائل اجرايي ، يعني بهانه خوب براي انهدام محيط زيست، مسائل اجرايي يعني نابودي محيط زيست به هرقيمتي ، مسائل اجرايي يعني به سخره گرفتن اصل پنجاهم قانون اساسي؟!!!
مي دانم وقتي طبيعتي نباشد ناني نيست؟!! وقتي طبيعتي نباشد توسعه پايدارشكل نمي گيرد؟ ولي متاسفانه چنان مردم راباوضعيت اقتصادي واجتماعي اسفناكي درگيركرده اند كه جايي براي مسائل محيط زيست نمي ماند؟
نمي دانم براي شما بيكاري سه جوان دريك منزل قابل فهم مي باشد آنهم جواناني كه برومندوداراي تحصيلات عاليه هستند ؟ واي برآن پدرومادركه چه عذابي رامتحمل ميشوند وهرروزشاهد آب شدن عزيزانشان هستند؟
وقتي روستايي كه براي سدجوع وتامين شكمهاي گرسنه بچه هاي خود به شكارغيرقانوني دست مي زند ويابراي تامين اندك درآمد زمينهاي جنگلي رابه زيركشت مي برد؟‌آياشماميتوانيد اين افراد راگناهگارومتجاوز بدانيد ؟
بله اين رامي دانم كه بابرنامه ريزي درست ومشاغل جايگزين مي شود اين مسائل راحل كرد؟ اما كوبرنامه ريزي ؛ كو اقدامات موثر؟
وقتي باروستايي صحبت مي كردم باعتاب به من گفت تودلت به حال چندحيوان ودرخت مي سوزد اما بچه هاي گرسنه من رانمي بيني كه درپيش چشم من ازگرسنگي ناله مي كنند؟؟!!
ريشه هاي كمبود وتخريب محيط زيست درتنگناهاي اقتصادي وروند غلط توسعه اقتصادي مي باشد كه خود ايجاد كنند فقرفرهنگي مي شود .تازماني كه نتوانيم بااشخاص لايق وكاردان راوارد عرصه سازندگي و اداره صحيح اموركنيم .مصيبتهاي محيط زيست ما ادامه خواهد داشت.
ديگرازاخبارناگواري كه ازخبرنگاراني همچون خبرنگاركوشا خانم مژگان جمشيدي وديگران درجرايد ورسانه ها انتشارمي يابد متعجب نمي شويم زيراديگرعادت به شنيدن اين اخبارپيدا كرده ايم ؟
شما اشخاص صالح ، صادق وانديشمندي همچون محمد درويش ، دكترخسروشاهي راحتما مي شناسيد چندباراينان فراخوان وطومارتهيه كردند وحتي پاسخي ازمراجع ذيصلاح به آنا ن نرسيد؟
چراصحبت بعضي ازمسئولان براي مردم خوشايند بنظرمي آيد زيراباسواستفاده ازموقعيت اقتصادي مردم وبه بهانه ايجاد كارواشتغال وكسب ميلياردها تومان رابه تاراج محيط زيست دست مي زنند ودركنار ان به اندك افرادي كه آنهم ازخوديها است كاري فراهم وبابوق وكرنا فراوان اعلام سازندگي وغيره مي كنند.
اما صحبت درمورد حفاظت محيط زيست وكسب مثلا مقداري سرمايه براي حفظ گونه هاي حيواني وگياهي را حيف وميل سرمايه خود مي دانند ومي بينيم كه سمينارهاي وهمايشهاي محيط زيستي تعدارافراد گاه حتي به 50نفرنيز نمي رسد؟؟
ازبي اهميتي محيط زيست براي دولت همين بس كه تنها سازماني كه رياست آن به زنان مي رسد ، سازمان محيط زيست است(البته جسارت به ساحت زنان فرزانه ايران زمين نباشد كه بسياري ازآنان تواناييهاي بس متعاليتري ازحتي مسئولان سايروزارت خانه ها دارند)
تاكي بايد دراين گونه همايشها بصورت تصنعي فقط ازمشكلات وراه حلهاي آن گفته شود كه بسياري ازآنان راخود صاحبنظران مي دانند ولي چراصحبت به اينجا نمي رسدكه چرااين راه حلها اجرانمي شود ؟‌چراهميشه مسائل زيست محيطي درآخرين اولويت قرارمي گيرد؟وچرا؟وچرا؟ وچرا؟ وچراهاي فراوان ديگر

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 20:8 |
Erorr in Your Internet Explorer !!!

MKY Media Soft Team

Iran Java Script
Hello!

Welcome!

This is a pulsating message!

This is another pulsating message!

This is sevom.persianblog!

Amir Ali !